مرزهائی برای بلوچستان (قسمت دوم)
به نظر می رسد که در عکسل العمل به این جنبش ملی گرایانه بلوچ ها و نگرانی ها از توسعه نفوذ شوروی بر آب های گرم خلیج فارس و دریای عمان بود که به ویژه پس از روی کار آمدن رژیم وابسته به مسکو در افغانستان ، شاه و هم پیمانان غربی اش به ایجاد یک رشته پایگاه های نظامی استراتژیک در سواحل بلوچستان – کنارک – ونقاطی چون خاش و ایرانشهر ، اقدام کردند . همچنین دولت ایران برای نشان دادن آمادگی نظامی در برابر بحران های احتمالی ، یک مانور مشترک دو هفته ای را با همکاری واحدهای نیروهای ویژه ایران و گردان کلاه سبز آمریکایی در نزدیکی چابهار در مارس 1978 اجرا کرد.
با تمام این اوصاف ، بلوچستان در دوران محمدرضا پهلوی به لحاظ فرهنگی ، سیاسی، اقتصادی واجتماعی یکی از توسعه نیافته ترین بخش های کشور محسوب می شد. بطور کلی دولتمردان رژِیم گذشته به اکثریت بلوچ ها اعتماد لازم را داشتند ، و دراین میان که تحریکات ملی گرایانه بلوچ های پاکستان توسط شوروی و تحریک برخی از بلوچ ها توسط عراق نیز در دامن زدن به این جو بی اعتمادی بی تأثیر نبود . به خصوص آن افرادی از سران سنتی و روشنفکران ناسیونالیست بلوچ، مانند جمعه خان بلوچ و میرعبدی سردار زهی و عده ای دیگر با حمایت عراق سعی در ایجاد جنبشهایی علیه رژیم شاه در داخل کشور داشتند . جو بی اعتمادی نسبت به بلوچها به حدی بود که هویدا نخست وزیر وقت بر این نظر بود که « اگر به خاطر شوروی و دوستانش در عراق نبود ما به این بخش کوچک از کشورمان این قدر اهمیت نمی دادیم. » و نیز خلعتبری وزیر امور خارجه نیز اظهار داشت چون ما همیشه در سنوتو چنین می پنداشت که سرانجام روزی بلوچ ها با حمایت شوروی سعید در به وجود آوردن کشوری مستقل خواهند نمود . بنابراین بهتر است که آنان را از نظر سیاسی تا حد امکان ضعیف ، بیگاننه و عقب مانده مانده نگه داریم .
با این حال امنیت مرزهای جنوب شرقی تا حدود زیادی در گرو مشارکت سران سنتی و روشنفکران محلی با دستگاه بود که می کوشیدند وفاداری یک جانبه ای بین بلوچ ها و دولت مرکزی ایجاد کنند. با توجه به ساختارهای اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی بلوچستان که مبتنی بر روابط قبیله ای وعشیره ای است دولت سعی داشت تا از میان همین سرداران و وابستگان آنها به عنوان صاحب منصبان سیاسی و حتی نظامی استفاده کند ، به عنوان نمونه میتوان از سرهنگ حبیب الله ریگی ، سرگرد خداداد خان ریگی یاد کرد و عیسی خان مبارکی که سالها فرماندار ایرانشهر بود ، سپس نماینده ایرانشهر در مجلس شورای ملی شد و بعدا به مراتب بالای وزارت دربار ارتقا یافت و همچنین بهمن خان بارکزایی ، نماینده سراوان در مجلس شوران ملی . جالب توجه است که بدانیم او نوه دوستمحمد خان بود. دولت پس از شکست قدرت بارکزایی ها سعی نکرد آنها را به کلی از صحنه بیرون راند و حتی پیش از این نیز محمد عمر خان بارکزایی پدر بهمن خان بارکزایی سالها شهردار ایرانشهر بود . در این زمینه حتی میتوان از روشنفکرانی مانند غلامرضا حسین خان بر ، دبیر کل حزب رستاخیز در استان ودیگر نام بردکه در مقام حلقه واسطه میان مرکز و مردم عمل می کردند. به عنوان مثال از این اظهار نظر غلامرضا حسین بر می توان یاد کرد در مصاحبه با هاریسون در اوت 1978 گفت :
« ایران کنونی محدودتر از همیشه است . ما از یاد نمی بریم که افغانستان و نیمی از پاکستان جزئی از ایران بوده اند. رود سند مرز طبیعی میان ایران و هند بوده است. البته بلوچها دارای فرهنگ جداگانه هستند ولی مایل به پیوند با سایر ایرانیان بر اساس احترام متقابل می باشند. نمی توان گفت آنها احساسات ملی گرایانه به خصوصی دارند ، فرهنگ ایرانی حاکم بر وجدان ناخود آگاه بلوچ هاست. و از آن چاره ای نیست ... دولت آموزگار فرصت های جدید و توسعه همه جانبه ای برای بلوچها به وجود خواهد آورد ... دولت به این حقیقت معترف است که سالها بلوچ ها را فراموش کرده است ، به همین دلیل دولت آموزگار تا برای بلوچستان کار بیشتری انجام دهد.»
بعد از سرنگونی رژیم پهلوی و به دنبال به وجود آمدن فضای باز سیاسی ، بلوچ ها در ابتدای کار در امور سیاسی واداری منطقه مشارکت فعالی یافتند . به طوری که در آغاز این مرحله دکتر دانش نارویی استاد ریاضی دانشگاه بلوچستان به سمت استانداری دست یافت و دکتر گمشادزهی به عنوان مدیر کل بهداری برگزیده شده و بسیاری دیگر از روشنفکران بلوچ به پستها و مشاغل مهمی دست یافتند. اما این اوضاع دیری نپائید و به دنبال حوادث و تحولات بعدی در کشور یعنی شروع جنگ تحمیلی ، گسترش تبعیضات مذهبی در منطقه ، و همچنین مهاجرت و همگامی پاره ای از افراد وابسته به رژیم گذشته با نیروهای بیگانه و تجهیز آنها برای ایجاد ناامنی در بلوچستان و مرزهای جنوب شرقی ، شناسایی و تفکیک دوست و دشمن از یکدیگر توسط مسئولین روال نابسامانی یافته و نتیجه آن که به تدریج بلوچ ها از دیوانسالاری استان کاملا حذف شدند. علاوه بر موارد فوق ، بی ثباتی اقتصادی ناشی از جنگ ، باعث شد که مبادلات غیر قانونی کالا به عنوان راهی برای کسب درآمد گسترش روز افزونی یابد. خروج و ورود کالاهای داخلی و خارجی درمرزها با توجه به سقوط ریال در مقابل ارزهای خارجی برای برخی از مرز نشینان و از جمله بلوچ ها بسیار سود آور شد . از سوی دیگر یک رشته تدابیر اقتصادی مناسب چون توسعه شرکتهای تعاونی مرزنشینان و بازارچه های مرزی ... در تشدید این مسائل مؤثر بوده و هنوز هم مرزنشینان از این بی ثباتی ها و عوارض آن رنج می برند.
از دیرباز ایران به عنوان پلی برای حمل و نقل مواد مخدر به سوی دیگر کشورها و از جمله کشورهای اروپایی مطرح بوده است اما این بار به نظر می رسد که سیاست دیگری از سوی باندهای مافیایی اتخاذ شده است . یعنی سیاست دامن زدن به مصرف این مواد مخدر در کشور . استان سیستان و بلوچستان به طور کلی مرزهای شرقی کشور مبادی ورود مواد مخدر به داخل کشور چه به منظور مصرف داخلی و چه ترانزیت به سایر کشورها هستند. با توجه به بی ثباتی در کشورهای همسایه مسئولیتهای ایران در برخورد با قاچاقچیان افزایش بسیار یافته است. اما به دلیل سیاستهای مقطعی و هماهنگ نبودن بسیاری از ارگان ها و نیروهای مسئول با یکدیگر و نیز عدم مشارکت دادن مردم منطقه در این مبارزه ، این پدیده هنوز به عنوان یک معضل حل نشده برای جای است . تا دوران جنگ ، سیاستگذاران نظام به دلیل درگیریهایی که در غرب کشور داشتند ، به نوعی کوشیدند تا نیروهای مذهبی منطقه را جایگزین سران سنتی و روشنفکران بلوچ کنند ، ولی پس از پایان جنگ ، سیاستگذاران نظام از نیروهای مذهبی نیز تا حدودی فاصله گرفتند . نتیجه تمام این تحولات حذف مردم در امور مختلف استان بوده است.
چنین به نظر میرسد که نامحرم دانستن مردم و سوء ظنهای قومی و مذهبی بر بسیاری تصمیم گیری ها و سیاستگذاریها غلبه دارد حال آن که چنین خط مشی ای برای قوانین موجود کشور و حتی نظیر سیاستگذاران کلان نظام و ساخته دشمنان دانا و دوستان نادان نظام به نظر می رسد تا حاصل سیاستی حساب شده .
مباحث خاصی که در توصیف وجوه افراق و جدایی عنوان می شود مضامینی چون علائق مذهبی ، افکار ملی گرایانه و قاچاق مواد مخدر و کالا بیشرت معلول به نظر میرسند تا علت. چرا که پس از انقلاب با وجود طرح های عمرانی و فرهنگی فراوان در بلوچستان مانند ایجاد واحدهای صنعتی و تولیدی از بافت بلوچ گرفته تا ده ها واحد تولیدی دیگر ، ایجاد و تأسیس نیروگاه های مهم در استان ، برق رسانی و آبرسانی به نقاط دور افتاده ، تکمیل سد پیشین و به طور کلی توسعه کشاورزی ، ایجاد منطقه آزاد تجاری چابهار و بازارچه های مرزی و همچنین توسعه بهداشت و درمان ، اموزش و پرورش عالی به دلیل عدم توجه به نقش اجتماعی مشارکت ، با حذف بلوچ ها از بطن تحولات و عملکرد امور سیاسی و اداری استان شرایطی به وجود آمده است تا نوعی سوء ظن و بی اعتمادی در منطقه رواج یابد.
جالب توجه است که دولتمردان فعلی نظام به خوبی از این مسئله آگاهند ، طی سفر اخیر رئیس جمهور به سیستان و بلوچستان ، آقای دولتی نماینده سراوان در مجلس شورای اسلامی در سخنرانی خود در شورای اداری استان گفت : « به جز ما چهار نفر نماینده مردم آیا در این جمع مدیر بلوچ و سنی دیگری هم وجود دارد ؟ » به نظر می رسد که دولت هنوز بر سر نحوه حضور و مشارکت بلوچ ها در اداره امور خودشان تصویر روشنی ندارد. در صورتی که اگر در راستای توسعه همه جانبه منطقی سعی شود به نقش مشارکت بلوچ ها توجه بیشتری شود این موضوع می تواند به نقش مهمی در تضمین امنیت پایدار مرزهای جنوب شرقی ایفا کند.
اکنون با تغییرات و تحولات سیاسی در کشورهای همسایه به ویژه هماهنگی پاکستان با گروه طالبان به نظر می رسد موقعیت سیاسی منطقه در حال دگرگونی است . از طرفی ایران دیگر مانند گذشته نمی تواند از مسأله جنبش های ملی گرایانه بلوچ های پاکستان استفاده کند. و همچنین باتوجه به ساختار حکومتی فدراتیو پاکستان و پیامدهای سیاسی و اقتصادی آن دیگر بلوچ های پاکستان تهدیدی جدی برای وحدت سیاسی پاکستان به شمار نمی روند. مضاف بر اینکه عجالتا از تحریکات شوروی در بلوچستان پاکستان نیز نشانه ای به چشم نمی خورد .
مسئله دیگری که پیش از این باعث می شد تا پاکستان و ایران روابط نزدیک تری با یکدیگر داشته باشند خطر جدایی طالبات پشتون برای پاکستان بود. حال انکه با حمایت پاکستان از گروه طالبان به حفظ منافع ایران باقی می ماند این است که به نقش مشارکت سیاسی و اداری بلوچ ها برای تأمین امنیت پایدار و توسعه همه جانبه منطقه توجه بیشتری داشته باشد . ایران می تواند با یکسان نگری به بلوچ ها مانند سایر ایرانیان و تقویت پیوندهای فرهنگی اصیل قوم بلوچ با سایر ایرانیان و به طور کلی فرهنگ ملی ، بلوچ ها را به عنوان عاملی مهم در حفظ مرزهای جنوب شرقی مشارکت دهد.
یادداشت ها :
1. میر حیدر مهاجرانی ، دره ، مبانی جغرافیای سیاسی ، انتشارات سمت ، صفحه 14
2. گراهام فولر ، قبله عالم ، ژئوپلتیک ایران ، عباس مخبر ، نشر مرکز ، ص197.
3. امان الله جهانبانی ، «عملیات قشون در بلوچستان » ، مهنامه ارتش ، شماره 11 ، بهمن 1336 . ص 11 .
4. برای آگاهی بشتر از اوضاع سیاسی بلوچستان در دوران مورد بحث و ماجرای دادشاه مراجعه کنید به عظیم شه بخش ، مجرای دادشاه بلوچ ، انتشارات نوید ، شیران 1373 .
5. Selog S. Harrison, In Afghanistan’s Shadow: Balouch Nationalism and Soviet Temptations. Carnegie Endowment for International Peace, New Yourk, 1981, P.96.
6. Ibid. p.97
7. Ibid, pp. 158-159
8. Ibid. p.100



del.icio.us
Digg
نظرات (0 ارسال شد):
نظر خود را ارسال کنيد