سوزندوزي
سوزن دوزي ، نخ دوزي يا گلدوزي يكي از روشها ي ديرينهي آرايش جامه است ولي به عنوان شيوهاي درپارچهبافي ، استحكامي ندارد . درغرب ايران ، قطعاتي از منسوجات سوزندوزي شده با نقشهاي پيچيده كه تاريخ ساخت آنها به شش هزار سال پيش از ميلاد ميرسد پيدا شده است . نقشهاي ديواري قبور مصر ، سوزندوزيهايي را نشان ميدهد . جامههاي اعيان ،به روي نقشهاي برجستهي تخت جمشيد نيز حكايت از رواج گلدوزي درآن زمان ميكند . اسكندر چندان از شكوه و زيبايي گلدوزيهاي ايراني به شگفت آمد كه نمونههايي از آنها را براي هم ميهنانش فرستاد .خوشبختانه نمونههاي بسيار عالي گلدوزي اين دوره از كشفيات « پازيريك » به دست آمده است . به روي يك زين پوش ،تصاوير گل و گياه نقش شده ، و نمونههاي ديگر به تصاوير حيوانات و اشكال هندسي منقش هستند و گاه سبك آنها كاملا امروزي به نظر ميآيد .
زربفتهاي متعلق به سدهي سوم پيش از ميلاد درحفاريهاي جنوب روسيه درنيمهي سدهي نوزدهم كشف شد . نخ زريني كه به ظرافت تابيده و به پارچه پشمي دوخته شده تصوير برگهاي مو و پيچك را پديد آورده است .
« فلوروس FLORUS » تاريخنويس شرح داده است كه چگونه در سال 53 پيش از ميلاد سپاهيان خستهي رومي در واپسين نبرد با ايرانيان درشام ، هنگامي دست از نبرد برداشتند كه ايرانيان درفشهاي خود را كه از پارچههاي زربفت و به رنگهاي درخشان دوخته شده بود گشودند .
به روايت تواريخ دودمانهاي شاهي چين ، نخستين نمايندگان چين در سال 105 پيش از ميلاد به دربار اشكاني گسيل شدند . در هدايايي كه به اين مناسبت مبادله شد ، پارچههاي ابريشمي و زربفت نيز ميبايست بوده باشد ، زيرا آيين فرمانروايان چيني آن بود كه اقوام همسايه را با چنين هدايايي با خود بر سر مهر آوردند . در سال 174 پيش از ميلاد ، امپراطور چين مينويسد كه جامهاي زربفت را كه خود پوشيده بوده است و حاشيهاي ابريشمي و گلدار داشت با يك قباي بلند زربفت و ده قطعه ابريشم زربفت به خارج فرستاده است .
« فيليس اكرمان » با بررسي دقيق خود نشان ميدهد كه سوزندوزي يا گلدوزي برسه گونه است : نخست گونهاي كه زمينهي اساسي بافت را سراسر از بخيه ميپوشانند تا مانند تقليدي از پارچه را بنمايد و بدينسان زمينهي تازهاي از رنگ و نقش بوجود ميآوردند . شيوهي دوم مانند زريبافي است كه درآن زمينه گويي همكار و همبازي نقشهايي است كه به رويش دوخته ميشود ؛ بيشتر گلدوزيها و سوزندوزيهاي ايراني امروزه از همين گونه است . گونهي سوم ، سوزندوزي با خالصترين شكل است كه بايد آن را نمودار بالاترين پايهي پيشرفت اين هنر دانست .
سوزندوزي يكي از رودوزيهاي منحصر به فرد كشور به حساب مي آيد ، هنري برخوردار از ظرافت دوخت و تنوع رنگ كه بيانگر ذوق ، سليقه ، سنت و هنر منطقهي بلوچستان است .
سوزندوزي با زندگي روزمرهي زنان بلوچستان آميخته است و هر دختري به موازات آموزش اصول زندگي ، سوزندوزي را نيز فراميگيرد ،با نقوشي هندسي ( گلها ، بوتهها و تركيب بديع رنگها ) كه جهاني خيال انگيز را به نمايش ميگذارد . تمامي زنان بلوچ – چه آنها كه در ايران و دراستان سيستان و بلوچستان زندگي مينمايند و چه آنها كه در پاكستان ، افغانستان و يا درديگر نقاط دنيا سكني گزيدهاند ، چه فقير و چه غني – از سوزندوزي براي تزئين لباسهايشان استفاده مينمايند .
سوزندوزي بلوچستان ،هنري گرانقدر است كه ازآنها به عنوان نور چشم زنان بلوچ يا سند هويت ، موجوديت و پشتوانهي زنان بلوچ نام برده ميشود .
فصل يك :
تاريخچه و مناطق فعاليت
سوزندوزي عبارتست از كارهاي دست دوزي كه تنها با مدد ازدستاني توانا و فكر خلاق هنرمندان برعرصهي يك پارچه جاودان ميگردد ، و آنچه ازاين رهگذر برجاي ميماند تنها حاصل ذوق ،سليقه ، ابتكار و استعداد قابل تحسين هنرمندان اين وادي است .
سوزندوزي را ميتوان عصارهي درددلهاي زنانه و بازتاب خاطرات تلخ و شيرين قومي درطول تاريخ برشمرد ، كه خودآميزهي ذهنياي ازآهنگ و ريتم حركت دستها گرديدهاست ، و منجر به پديد آمدن آثاري جاندار و جاودانه برتاروپودي سردو بي روح ميگردد.
تاريخچهي سوزندوزي:
سوزندوزي هنري است با قدمت و سابقهاي به بلنداي تاريخ سرفراز بلوچستان . ازاين روي بدان بلوچي دوزي هم ميگويند . هنر- صنعتي ريشه دوانيده درتارو پود زندگي عشيرهاي منطقه ، بازتاب ذوق و خلاقيت زنان درآئينهي نقوش و طرحهاي جاودانه .
ريشههاي اين هنر را مي توان درلايههاي زيرين تاريخ قومي منطقه يافت ،همراه زنان بلوچ ، بي هيچ واسطه هركجا كه ردپايي از زنان بلوچ يافت گردد ، سوزندوزي نيز عظمت خويش را به ديده ميكشاند .
درحال حاضر درتمام بلوچستان زنان سوزندوز بدين هنر مشغول ميباشند . ازجملهي عمده ترين مراكز سوزندوزي استان ميتوان به مناطق ذيل اشاره نمود :
اسپكه ( ESPAKE) ، هريدك ( HARIDOK ) ، قاسم آباد ( GASEM ABAD ) ، بمپور ( BAMPUR ) ، نكوچ ( NEKOC ) درشهرستان ايرانشهر .
كوپچ ( KOPC ) ، پيپ ( PEIP ) ، مته سنگ ( MOTESANG ) ، چانف ( CANF ) ، مهنت ( MEHNAT ) درشهرستان نيك شهر .
ايرندگان ( IRANDEGAN ) ، مارندگان ( MARANDEGAN ) ، اسماعيل آباد
(ESMAIIL ABAD ) درشهرستان خاش .
گشت ( GOST ) ، سوران ( SURAN ) ، جالق ( JALG ) ، كلهگان ( KALEGAN ) درشهرستان سراوان .
و همچنين شهرستان زاهدان .
ازمشهورترين و مرغوبترين نمونههاي سوزندوزي ميتوان به توليدات مناطق قاسمآباد و نكوچ ايرانشهر و چانف درنيك شهر اشاره كرد . ذكر اين نكته نيز ضروري است كه سوزندوزيهاي مناطق شمالي استان ( سرحد ) مشهورتر ازسوزندوزيهاي مناطق جنوبي ( مكران ) مي باشد .
ازجمله تفاوتهاي سوزندوزي اين دومنطقه بايد به رنگهاي تيره ترو نقوش ريز و پرتر مناطق جنوبي استان درمقابل رنگهاي روشن با نقوش سادهترسوزندوزيهاي مناطق شمال استان اشاره نمایم



del.icio.us
Digg
نظرات (0 ارسال شد):
نظر خود را ارسال کنيد