پایگاه جهانی بلوچستان - Balochestan International Base (BIB): شعري زيبا از فردوسي شعري زيبا از فردوسي ================================================================================ Admin Balochestan.com on 09 April, 2008 09:06:00 سیاوش پناه و روان منست سر تاج او آسمان منست چو بشنید ازو آفرین کرد و گفت که با جان پاکت خرد باد جفت وزان پس خروشیدن نای و کوس برآمد بیامد سپهدار طوس به درگاه بر انجمن شد سپاه در گنج دینار بگشاد شاه ز شمشیر و گرز و کلاه و کمر همان خود و درع و سنان و سپر به گنجی که بد جامه‌ی نابرید فرستاد نزد سیاوش کلید که بر جان و بر خواسته کدخدای توی ساز کن تا چه آیدت رای گزین کرد ازان نامداران سوار دلیران جنگی ده و دو هزار هم از پهلو و پارس و کوچ و بلوچ ز گیلان جنگی و دشت سروچ سپرور پیاده ده و دو هزار گزین کرد شاه از در کارزار از ایران هرآنکس که گوزاده بود دلیر و خردمند و آزاده بود به بالا و سال سیاوش بدند خردمند و بیدار و خامش بدند ز گردان جنگی و نام‌آوران چو بهرام و چون زنگه‌ی شاوران همان پنج موبد از ایرانیان برافراختند اختر کاویان بفرمود تا جمله بیرون شدند ز پهلو سوی دشت و هامون شدند تو گفتی که اندر زمین جای نیست که بر خاک او نعل را پای نیست سراندر سپهر اختر کاویان چو ماه درخشنده اندر میان ز پهلو برون رفت کاووس شاه یکی تیز برگشت گرد سپاه یکی آفرین کرد پرمایه کی که ای نامداران فرخنده پی مبادا جز از بخت همراهتان شده تیره دیدار بدخواهتان