خبرنامه
پست الکترونیک :
صفحه نخست | فرهنگ و هنر بلوچستان | فرهنگ بلوچستان | بررسي شعر شاعران روحاني استان سيستان و بلوچستان (قسمت اول)

بررسي شعر شاعران روحاني استان سيستان و بلوچستان (قسمت اول)

اندازه متن: Decrease font Enlarge font

آنگاه قبل از ورود به بحث اصلي كه موضوع پژوهش هست، كلياتي را درباره‌ي شعر بلوچ كه به طور تيتروار ذيلاً بيان مي‌گردد به بحث كشيده‌ام:

- بلوچ كثرت خواهي در مسائل مادي و معنوي دارد.

- آغاز تحصيلات ديني بلوچ‌ها در مكتب‌خانه‌ها و مدارس ديني با شعر همراه است.

- از بدو تولد تا دم مرگ زندگي آنها با شعر عجين هست به گونه‌اي كه مي‌توان گفت: « زبان اين قوم يعني زبان شعر.»

- وابستگي‌هاي روستايي ، قومي و قبيله‌اي در شعر بلوچ به چشم مي‌خورد.

- شعر مكران ( بلوچستان مركزي) با زبان فارسي آميخته است.

- آثار شعر بلوچي كه اكثراً شفاهي است از طريق نقل سينه به سينه به نسل‌هاي بعدي منتقل شده است.

- شعر بلوچي ساده و داراي روشني بيان است و مناظر اطراف خود را توصيف مي‌كند.

- شعر حماسي بلوچ شامل قصايدي از جنگ‌هاي قبيله‌هاي بزرگ مانند: رندولاشاري و رندو كلمتي است.

- نهايتاً اينكه ، خمير مايه‌ي شعر روحانيون بلوچ، مايه‌هاي مشترك اسلامي، تعليمات ديني و مذهبي ، مدرح و نعت پيامبر ص و اهل بيت (ع) و با رگه‌هايي از عرفان همراه است. و اگر كسي بخواهد قوم بلوچ را بشناسد ، يكي از راههاي مهم آن، همين موضوعاتي است كه درباره‌ي آنها شعر سروده است.

موضوع اصلي اين مقاله« بررسي شعر شاعران بلوچ» - (روحانيون بلوچ) – هست كه از جهت موضوعات با عنوان‌هاي ذيل مورد بحث قرار گرفته است:

- توصيف منطقه‌ي جغرافيايي .

- اشعار كتيبه‌هاي موجود بر سنگ قبرها، مزارات اولياءالله و....

مدح و نعت پيامبر (ص) ، خلفا ، ائمه فقهي ، اهل بيت (ع) و اولياءالله و توسل به آنان.

- بيان مصايب، مشكلات و دردهاي اجتماعي مردم و مسلمانان .

- انقلاب اسلامي ايران و مناسبت‌هاي آن.

- تبليغ دين و مذهب

- توصيف دشمنان ملت و اسلام.

- همراهي زمان و مكان و به روز بودن شعر روحانيون بلوچ

و آخرين موضوع مقاله نتيجه‌گيري كوتاه و ذكر فهرست منابع مي‌باشد.

زبان شعر

   موضوع گفتار ما « زبان شعر» است و ممكن است اين سئوال به ذهن بيايد كه آيا زبان شعر غير از زبان عادي است؟ براي پاسخ به اين سئوال بايد دو مورد استعمال و كاربرد زبان را كه با هم مختلفند و از هم جدا ، به كار برد و آن دو مورد عبارتند از:

الف: زبان گفتار: اين نوع زبان ، وسيله‌ي براي برقراري رابطه‌ي ميان افراد اجتماع به وسيله كلمه و جمله است كه يك نفر مي‌تواند انديشه‌هاي خويش را به ذهن ديگري منتقل كند، يعني « رابطه‌ي گوينده و شنونده» كه ممكن است آن انديشه‌ها به صورت ذيل بروز نمايد:

- خبري است از امري كه روي داده و يا اتفاق خواهد افتاد.

- عملي كه گوينده قصد اجراي آن را دارد.

- دعوت به همكاري .

- زمان براي انجام كاري .

- پرسش از امري.

تعجب و حيرت از انجام يافتن يا نيافتن امري و....

در همه امور فوق‌الذكر يك علت يا غرض در ميان است و آن برآورد شدن حاجتي اجتماعي است كه همان « ايجاد رابطه‌ي ميان گوينده و مخاطب » است.

زبان نوشتن نيز. با همه‌ي اختلافي كه با زبان گفتار دارد. جز ثبت همين « زبان گفتار» يا به عبارت ديگر، تبديل نشانه‌هاي شنيدني به نشانه‌هاي ديدني چيزي نيست.

ب: زبان شعر: زبان، مورد استعمال ديگري نيز دارد و آن در مقام ماده‌ي يكي از انواع هنر. يعني شاعري است. در هنر شاعري، كلمات همان وظيفه‌اي را بر عهده دارند كه اصوات در موسيقي ، خط و رنگ در نقاشي و جسم در پيكره‌سازي و معماري . اينجا نيز. مانند موسيقي، ماده‌ي هنر صوت است اما سلسله اصواتي كه نشاني معاني معيني نيز هستند.

شاعر برعهده دارد كه براي ايجاد هنر از اين دو جنبه استفاده كند.

زبان گفتار ، زبان عقل و منطق است ، وسيله‌ي رفع يك احتياج اجتماعي است . ابزار كار است براي يك فايده‌ي آني معين، خود ابزار در اينجا شأني ندارد و جز اينكه غرض و فايده‌ي منظور را بهتر حاصل كند.

اما شعر هنر است . غرض هنر رفع احتياجات نخستين و آني نيست بلكه اينجا حاجات ثانوي ، حاجات عالي‌تر و لطيف‌تر در كار است. انسان به بيان عواطف يعني حالات نفساني خود نيز حاجت دارد و به او همچنين حاجت دارد كه اين عواطف را با ديگران نيز در ميان بگذارد و ايشان را در اين حالات با خود شريك كند. اصل و منشاء همه‌ي انواع هنر همين حاجت است . پس زبان شعر. تنها وسيله‌ و ابزار انتقال معاني نيست، بلكه وسيله‌ي القاي نفساني است.

نخستين نكته‌اي كه از مقايسه‌ي زبان گفتار يا زبان نثر، با زبان شعر  به ذهن ما مي‌گذرد قيد و تكلف است كه در زبان شعر مي‌بينيم. همه جا شاعر در مرحله ي اول گرفتار اين قيدهاست:

شاعري مصراع‌ها، نظم معين هجاهاي كوتاه و بلند يا شديد و خفيف قافيه با مشكلات متعدد آن، مراعات روابط صوتي الفاظ، انواع دقايقي كه در ادبيات ما، به آنها ،عنوان « صنايع بديعي » داده‌اند «وزن» نخستين قيدي است كه براي جبران نقص بيان عاطفي به زبان شعر تحميل مي شود. «پيروي از وزن واحد» در سراسر يك قطعه، «قيد تساوي پاره‌هاي شعر» يعني مصراع‌ها و بيت‌ها تا حدي دست و پاي شاعر را مي‌بندد.

اختلاط زبان‌ها

      وضع اجتماعي ، اختلاف طبقاتي در ايران قبل از اسلام، توأم با سختگيري‌ها و تعصب‌هاي نابجاي موبدان در امور مذهبي به حدي در نارضايتي مردم مؤثر شده بود كه چون آيين مقدس اسلام متكي بر تساوي حقوق بنده و آزاد و برابري سيد فريشي و سياه حبشي آشكار شد. ايرانيان جز جماعتي از درباريان و سپاهيان و موبدان آن را با جان ودل پذيرفتند اما به زودي دريافتند كه رفتار تازيان با گفتار پيامبر اسلام شباهتي ندارد. و آنان از آغاز حكومت بني‌اميه خود را نژاد برتر و عَجَمان را بنده و برده شناختند . و حق همه چيز، حتي گفتن و نوشتن به زبان اصلي خود را از آنان گرفتند تا جايي كه قريب سيصد سال تقريباً نوشته و سروده‌اي به زبان فارسي از آنان به ما نرسيد و زبان عربي لسان رسمي مملكت شمرده شد حتي لهجه‌هاي محلي با زبان عربي آميخت، معهذا گويش‌هاي محلي در مقابل آن حمله‌ي بزرگ مقاومت نموده و ادبيات مخصوص به خويش را تا حدي نگاه داشت و اصالت آن را حفظ كرد.

«يعقوب ليث» جوانمرد شيردل سيستاني ، نخستين ضربت را بر پيكره‌ي زبان عربي به عنوان زبان ادبي و درباري زد و ادب دري را جانشين آن ساخت و مقدمات بازگرداندن استقلال ملي را فراهم آورد. زماني كه شعراي درباري به شيوه تازيان او را مي‌ستودند و به زبان عربي در مدحش سخن راندند و او همواره آنها را با كراهت استماع مي‌فرمود، بالاخره ، روزي به شاعري كه قصيده غراي خويش را به زبان تازي سروده و با طمطراق شاعرانه ادا مي‌كرد، فرمود: « چيزي را كه من اندر نيابم چرا بايد گفت:»

در اشعار فارسي شاعران روحاني بلوچ كلمات زيادي از زبان عربي به چشم مي‌خورد كه بيشتر ناشي از تخصصي است كه در مذهب دارند و متون اصلي كتب ادب، معاني و بيان ، فقه ، اصول ، منطق ، فلسفه و.... را كه در مراكز علمي فراگرفته‌اند  به لسان عربي است . لذا طبيعي است كه كلمات عربي در اشعارشان راه يافته باشد. خصوصاً در اشعاري كه داراي مضاميني عرفاني. مدح و نعت پيامبر گرامي اسلام (ص) اهل بيت (ع) و اولياء‌الله است .

غير از كلمات و لغات عربي، به دليل ارتباطات قومي، قبيله‌اي ، فرهنگي ، علمي . تجاري و... كلمات « اردو» نيز در شعر بلوچ راه يافته است، خصوصاً در اشعار روحانيون كه اكثراً تحصيلاتشان را در پاكستان و تعدادي هم در هندوستان سپري كرده‌اند و زبان محاوره‌اي و حواشي كتب درسي حوزه‌هاي علميه كشورهاي مزبور زبان اردوست. هر چند خود اردو زبانان ، جداي از اينكه شصت درصد زبان آنها را كلمات فارسي تشكيل مي‌دهد علاقه خاصي به زبان فارسي نشان مي‌دهند و كلمات فارسي آنها از حلاوت و شيريني خاصي برخوردار است كه نمونه‌هايي را برمي‌شماريم.

در پاكستان نام‌هاي خيابان‌ها و محله‌ها اغلب فارسي و صورت اصيل كلمات قديم است. خيابان‌هاي بزرگ دو طرفه را « شاهراه» مي‌نامند، همان كه ما امروز « اتوبان» مي‌گوييم! نخستين چيزي كه در سر بعضي كوچه‌ها مي‌بينيد تابلوهاي رانندگي است در ايران ادارة راهنمايي و رانندگي بر سر كوچه‌اي كه نبايد از آن اتومبيل بگذرد مي‌نويسد: « عبور ممنوع» و اين هر دو كلمه عربي است ، اما در پاكستان گمان كنيد تابلو چه باشد؟ « راه بند»! « حداكثر سرعت» را در آنجا « حداكثر رفتار» تابلو زده‌اند! و « توقف ممنوع» را « پاركينگ بند» اعلام كرده‌اند. در موقع علامت دادن و راهنمايي كردن به راننده‌اي كه عقب مي‌آيد ، ما مي‌گوييم: عقب ، عقب ، عقب . خوب! اما پاكستاني مي‌گويد : واپس ، واپس ، واپس ، بس!

اين مغازه‌هايي را كه ما قنادي مي‌گوييم و معلوم نيست چگونه كلمه‌ي قند صيغه مبالغه و صفت فاعلي قناد برايش پيدا شده و بعد محل آن را قنادي گفته‌اند؟ آري اين دكان‌ها را در آنجا «شيريني كده» نامند! آنچه ما هنگام مسافرت « اسباب و اثاثيه» مي‌خوانيم ، در آنجا « سامان» گويند. سلام البته در هر دو كشور سلام  است اما وقتي كسي به ما لطف مي‌كند و چيزي مي‌دهد يا محبتي ابراز مي‌دارد. اما اگر خودماني باشيم مي‌گوييم: ممنونم ، متشكرم ، اگر فرنگي مآب باشيم مي‌گوييم « مرسي» ، اما در آنجا كوچك و بزرگ ، همه در چنين موردي مي‌گويند: « مهرباني» - بدون تلفظ‌ها – قطار سريع‌السير را در آنجا « تيزخرام» مي‌خوانند! جالب‌ترين اصطلاح را براي « مادر زن» كه ما موجودي مرادف با ديو و غول مي‌دانيم به كار مي‌برند و آن « خوش دامن» هست و ... .

ادامه در قسمت دوم...

 

افزودن به: Add to your del.icio.us del.icio.us | Digg this story Digg

نظرات (0 ارسال شد):

نظر خود را ارسال کنيد comment

  • email ارسال به دوستان
  • print نسخه قابل چاپ
  • Plain text نسخه متني
Balochestan International Base - balochestan.com