بررسي شعر شاعران روحاني استان سيستان و بلوچستان (قسمت سوم)
قسمت سوم
رهبران و شخصيتهاي علمي محبوب در بين مردم:
مولوي شهمراد حسين پور دربارة بنيانگذار انقلاب اسلامي اين چنين سروده است:
بدآموزان به مكتبها نشستند خرد را دست و دين را پا شكستند
چو اهريمن به محو دين كمربست خليل ما تبر بگرفته در دست
ز جا برخاست عاشور حسيني پي آزادي امت « خميني»
خروش نغمهي الله اكبر برآورد از زمين تا اوج اختر
مولوي محمد عمر سربازي نيز در مدح مرحوم مولوي عبداله روانبد چنين گفته است:
بهار مكران را چون گلي ساخت بزرگ پيشين با دوست پرداخت
مرا در وصل او بس آرزو بود كه از اول قرين و خاص من بود
فلك فرسودگي بر من فكنده ستمهايش به روحم شد زننده
فراق « شيخ عبدالله» مرحوم كند هر دم مرا بيهوش و مغموم
ز علمش عالمي سيراب بوده به شعرش از يلان سبقت ربوده
نگويم سعدي و عرفي و كاشي ز خاك پيشيني شد آب پاشي
هزاران رحمت جان آفرين باد به روح پاك و با پاكان قرين باد
آقاي عيد محمد شهلي بر نيز دربارة امام خميني (ره) سروده است:
ناگهان در وطنم شوروي بپاشد عجبا هر كجا حرف ز قرآن خدا شد عجبا
آنكه از قدرت فوج و سپهش مينازيد همچو قارون جهان بود و گداشد عجبا
زاهدي با كف خالي زشهي تاج گرفت كان همه قدرت سلطان به كجا شد عجبا
پيرمردي كه مسلح به عصا بود رسيد مرد ژندارم خليج رفت و فنا شد عجبا
شهلي بر كور دوعين است برزمين افتاده يارب از اين معجزه كورهم به صدا شد عجبا
-تبليغ
يكي از ملزومات شعري در بين روحانيون اهل سنت بيان مسائل ديني و ملزومات آن از قبيل دعوت و تبليغ (يكي از شيوههاي تبليغي احناف) ، مدارس ديني، علما و ... هست كه توجه شما را به يك نمونه از اشعار آقاي چراغ آسكاني در اين زمينه جلب ميكنيم:
كار من كار بزرگ دعوت است ليك آن هم براساس حكمت است
بندگان را سوي حق خواني اگر پند خوب تو براي رحمت است
بهترين امتي تو در جهان كار تو خدمت براي ملت است
هيچ جانداري نبايد سوختن فكر پيغمبر و درد امت است
كن همه را جنتي تو اي خدا چونكه آنجا هر كسي را راحت است
مولوي حافظ عبدالرحمن روانبد نيز ميگويد:
اي عجب از ما كه مشغوليم در فسق و فجور
وانگهي داريم چشم جنت الفردوس و حور
در ره شيطان و يارانش هميشه پيشپيش
وز ره حق و صراط المستقيم هستيم دور
آنچه برما كردنش فرض است آن را تاركيم
و آنچه تركش فرض شد آنرا كنيم ما بالضرور
اول ايمان و دوم اعمال صالح بايدت
وانگهي اميد بروي كن كه هست رب غفور
برخلاف شرح رفتن موجب خشم خداست
رو به راه شرع يابي جنت الفردوس و حور
- دشمن
در اين جا منظور، دشمنان ملت ايران و مسلمانان هست كه بيشتر ناظر به جنگ ايران و عراق و رويارويي استكبار جهاني با انقلاب اسلامي ايران ميباشد . مولوي نظامالدين روانبد در شعري سروده است:
شيرمردان حماسهگر، به دشمن تاختند
جان خود را در ره اسلام و قرآن باختند
اسلحه در دست وقرآن بود در دست دگر
روز در ميدان جنگ و شب به رب پرداختند
پشت استكبار را لرزاند عزم و جزمشان
زهرهي سست عدو با رعب خود بگداختند
چون به پا برخاست ملت از پي امر امام
دشمن شيطان صفت در چاه غم انداختند
در دفاع هشت ساله همچو كوهي استوار
در صف پيكار سدي سخت و محكم ساختند
اسوهي ايثار و تقوي آشنا با رمز دين
در ره شوق شهادت سر زپا نشناختند
شهرهي آفاق كردند نام ايران عزيز
كوس رسوايي دشمن در جهان بنواختند
مرحوم قاضي عبدالصمد سربازي نيز چنين گفته است:
عشرت ملحدانه يورپ همچو سيلاب كرده طغياني
عيش كوشي، خدا فراموشي مست و مدهوشي و هوسراني
بيحياتي و فحش و بدكاري رقص و چنگ و سرود و عرياني
- اهل بيت
بيشترين اشعار روحانيون را موضوع اهل بيت به خود اختصاص داده است. كمتر ملا و يا مولوي را ميتوان يافت كه شعر گفته باشد اما بخشي از اشعارش را اهل بيت به خود اختصاص نداده باشد آقاي مولوي غلام محمد سربازي در اين رابطه اشعارذيل را سروده است:
در دو عالم حاجت ما كن تمام جنت الفردوس كن ما را مقام
هست شيطان در پي ايمان ما نيست ما را غير ذاتت ملتجا
رد كني فرياد ما را يا قبول دست ما بسته به دامان رسول (ص)
اي خدا ما را ز سوء خاتمه ده امان برآبروي فاطمه
اي بر عزت حسن و حسين غازيان بدر و احد و هم حنين
آقاي مولوي دين محمد حسين زهي در زمينهي حشر با اهل بيت(ع) ميگويد:
مبارك ترا فاطمه در زمن كه داري در آغوش حسين و حسن
دو سردار جنت دو گل در چمن كه تكميل ز تو گشت پنج باك تن
محمد، علي ، فاطمه پاك زن دو خورشيد تابان حسين و حسن
خدايا به اعزاز آل نبي طفيل دو فرزند مولا علي
مرا حشرگردان با اهل بيت ندارم تمنا بجز اين دو بيت
چو از گور مرا سوي محشربري شوم دست بدامان آل نبي
بكن جايگاهم درون بهشت بگردان مرا اينچنين سرنوشت
- همراه با زمان و مكان حركت كردن
زماني از شاعر دعوت ميكنند كه در فلان جلسه شركت و فلان موضوع را به شعر درآورد اما شاعر بلوچ بدون سفارش و بدون اينكه درصدد اين باشد تا شايد با سرودن شعر صلهاي به وي تعلق گيرد و يا احتمال دهد كه روزي امثال بنده اشعارش را در جمعي بخوانم، زمان را همراهي كرده و به روز، شعر ميسرايد به عنوان نمونه آقاي مولوي شهمراد حسينپور به مناسبت سال امام علي عليهالسلام و پيروزي انقلاب چنين سروده است:
ز « جاءالحق » مسلم بود پيدا كه « ان الباطل كان زهوقا»
برفت آن ديو و اين فرخنده آمد اميد رفته و آينده آمد
مرخص زين جهان شد آن «خميني» همه ايران سياهپوش حسيني
« خميني » غم مخور سيد علي هست به پاسداري از اين نهضت كمر بست
برفت پاييز و اين فصل بهار است
عجيب است ، بهمن است، گل بيشمار است
به بهمن 22، فصل بهار است نفاق از بين برفت گل بيقرار است
نداريم شيعه و سني در اين عهد بزن چنگي به ريسمان خداوند
در اين سال امام آگاه باشيد همه تان تخم وحدت را بپاشيد
پدر مادر بجاي هر دو چشمان «ولايت» همچو قلب است در تن و جان
خدايا طول عمر « رهبري» را فزون كن همتي ده« خاتمي» را
نتيجه
بايد آن اصل تاريخي و ملي ما دوباره نتايج شگرف خود را نشان دهد و ما يك بار ديگر ثابت كنيم كه فرزندان همان آزاد مردان دانش دوست و ادب پروريم كه آوازهي دانش و هنرشان جهان قديم را فراگرفته بود اگر پدران ما، در دورانهاي دشوار تاريخ و در شرايط مشكل اجتماعي آني از ايجاد و مسائل ترقي و پيشرفت زبان و ادب غفلت نداشتهاند ما در دورة آرامي كه با توسعهي مدارس و آموزش و پرورش در مراحل گوناگون همراه است چگونه ميتوانيم از انجام دادن چنين خدمتي غافل بمانيم.
در اين عرصه ، وظيفهي تشكيلات دولتي است كه شعر بلوچ را با ويژگيهاي خاص خودش كه برخي ذكر گرديد از حالت روستايي و ابتدايي درآورده به سبك آكادميك و علمي سوق دهند يا فقط از يك روحاني بلوچ به مناسبتي كه شعر خوانده تجليل نشود بلكه يك نوع فرهنگ سازي را بايد در شعر او گنجاند و به شعرش خطدهي كرد، شعري كه مستمع را تكان ندهد و يا او را وادار به پويايي در زمينههاي رشد و تعالي ننمايد، يك سرگرمي بيش نخواهد بود. بالاترين حسني كه در شعر شاعران مذكور به چشم ميخورد تأكيد بر يك محور مشترك مسلمانان و آن حصرت محمد (ص) است كه از او به «سردار دو عالم» « تاجدار مدينه» ، « سردار كونين» ، « رسول عربي» و... يادكردهاند.
فهرست منابع
· عزيز احمد، ترجمه ي: نقي لطفي و محمد جعفر ياحقي، تاريخ تفكر اسلامي در هند، 1367 ش.
· پاريزي، دكتر ابراهيم باستاني، از پاريز تا پاريس ، چاپ پنجم، 1366 ش.
· سخنرانيهاي كنگره شعر در ايران ، دفتر نخست ، از انتشارات وزارت فرهنگ و هنر سابق 1344
· حكمت، علياصغر ، نقش پارسي بر احجار هند، چاپ دوم ، 1337ش.
· آزگ، اصغرعلي ، پور چاپ پاكستان ، 1379ش.
· روانبد، محمد، زندگينامه روانبد ، پاكستان
· جهان تيغ، غلامحسين ، آشنايي با شاعران روحاني بلوچ، جلد اول، نشر خرم ، قم، 1380ش.
· جهان تيغ، غلامحسين، داستان ملخ، نشر خرم، قم ، 1380 ش.
· سربازي، قاضي عبدالصمد ، ترجمه محمد سليم آزاد، بلوچ و بلوچستان ، پاكستان
· ملازهي، عبدالله، تحفهالاخوان ، چاپ پاكستان
· سربازي، محمد عمر، ديوان عمر، چاپ دوم، چاپ پاكستان.
لغات واصطاحات
1. معمولاً هر روحاني در كنار شريعت خود را مقيد ميداند كه براي طهارت روح و قتل نقس يكي از طريقتهاي عرفاني تصوفمانند نقشبندي ، قادري، چشتي و سهروردي را انتخاب كند و طريقت اكثر روحانيون بلوچ نقشبندي است.
2. از قبيلههاي مهم جنوب بلوچستان كه در منطقه چابهار و تربت بلوچستان پاكستان زندگي ميكنند.
3. لاشار يكي از بخشهاي شهرستان نيكشهر بلوچستان ايران است. كه سران قبايل آن در قبل از انقلاب از نفوذ زيادي برخوردار بودند.
4. ازطوايف بزرگ بلوچستان پاكستان
5. شهرت وي درازهي است كه به خاطر صداقت در گفتار و رفتار و بيان حقايق مردم به او حقاني لقب دادند
6. بم پشت يكي از بخشهاي شهرستان سراوان بلوچستان ايران.
7. جشنواره شعر، دانشكده ادبيات دانشگاه سيستان و بلوچستان ، 1364.
8. اهل سنت بلوچستان داراي مذهب حنفي و از پيروان امام ابوحنيفه در فقه ميباشند.
9. از ادبا و شاعران معاصر بلوچستان كه لقب « شيخ الادب» داشت و در سال 1372 ش. در اثر تصادف از دنيا رفت ، مقبره وي در قطر و فرزندانش مشغول فعاليتهاي ديني در بخش پيشين شهرستان سرباز بلوچستان ايران هستند.
10. از شاعران برجستهي بلوچ كه بيش از يكصد سال قبل در سرباز مركز بخش شهرستان سرباز ميزيسته و « گلشن مكران» و « داستان ملخ» از آثار سفري وي است.
11. روستايي است در بخش سرباز
12. از قضات و دانشمندان برجستهي بلوچ كه تا آخر عمر در خاران بلوچستان پاكستان زيست و آثار قلمي زيادي من جمله « ديوان شعر» بر جاي مانده است.
13. مورخ به خاطر ضرورت شعري
14. از طلاب و مولويهاي باسواد و ممتاز در تحصيل كه در بخش لاشار شهرستان نيكشهر مشغول تبليغ و تعليم ديني است.
15. امام جمعه دهستان كيتج از بخش فنوج شهرستان نيشكهر
16. امام جمعه شهرستان سراوان بلوچستان ايران.
17. رهبر طريقت نقشبنديه در بلوچستان ايران، امام جمعه، مدرس و نويسنده
18. پيشين مركز بخش و محل سكونت روانبد
19. نابينا و ساكن شهرستان ايرانشهر
20. از جوانان دانشاموز بلوچ، ساكن بخش دشتياري چابهار
21. مفتي، حافظ قرآن، رئيس شوراي اسلامي و شاعر از اهالي مركز بخش پيشين شهرستان سرباز.
22. مفتي، حافظ، قاضي شرع، امام جمعه و مدير مدرسهي ديني در مركز بخش پيشين شهرستان سرباز.
23. اروپا.
24. به روحانيان اهل سنت اين منطقه به تقليد از شبه قاره (هند و پاكستان) به ترتيب سواد مولانا، مولوي ، ملا و طالب گفته ميشود.
25. از مدرسين مدرسهي ديني روستاي انز از توايع شهرستان سرباز كه وفات نموده است



del.icio.us
Digg
نظرات (0 ارسال شد):
نظر خود را ارسال کنيد